مشهد نارنجی

کتاب مثل خون در رگ‌های من نامه‌های احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان

12 بهمن 99 ساعت 01:31
کتاب مثل خون در رگ های من اثری عاشقانه و عاطفی از شاعر و نویسنده ی بلندآوازه ی ایران احمد شاملو. کتاب مثل خون در رگ های من شامل نامه های عاشقانه احمد شاملو به همسرش آیدا و پاسخ های او است
کتاب مثل خون در رگ‌های من  نامه‌های احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان

این کتاب اثری است از نویسنده و شاعر شهیر ایرانی، احمد شاملو. کتاب مثل خون در رگ های من نامه های عاشقانه و عاطفی شاملو به همسرش آیداست که در دهه های 40 و 50 خورشیدی نوشته شده است.

تاثیر آیدابرشعرهای شاملو بر کسی پوشیده نیست، با خواندن کتاب و نامه ها می توان به حالات روحی شاملو حتی برخی از کلمات کلیدی شعرها آشنایی پیدا کرد.

شاملو خود می گوید برای به حرف در آوردن و شنیدن کلمات عاشقانه نامه ها را برای آیدا می نویسد، گهگاه جویای دلیل بی مهری آیدا در نامه ها است.

شاملو بعد از دوبار شکست، با آیدا روبه رو و ناخواسته عاشق می شود؛ شاملویی که به قول معروف دهانش از عشق سوخته.

این نامه ها احساسات شخصی احمد شاملو را بازگو می کنند و گاه مسائل ادبی و سیاسی روزگار نیز در آن ها دیده می شود اما آنچنان پر رنگ نبوده و موضوع اصلی همان بیان احساسات شاعر است. در انتهای کتاب نیز تصویر هفده نامه با دست خط خود شاملو آورده شده است.

باید زمان زیادی می گذشت تا آیدا سرکیسیان، راضی به انتشار نامه هایی که احمد شاملو برایش می نوشت، می شد و آن ها را در اختیار علاقه مندان احمد شاملو قرار می داد و زمان آن 15 سال پس از درگذشت احمد شاملو فرا رسید.

رابطه عاشقانه شاملو با همسرش از جمله مهم ترین وجوهِ زندگی او محسوب می شود که تحولی بزرگ در زندگی این شاعر ایجاد کرد. به گونه ای که رد پای حضور آیدا به وضوح در اغلب اشعار شاملو به چشم می خورد.

این نامه ها احساسات شخصی احمد شاملو را بازگو می کنند و گاه مسائل ادبی و سیاسی روزگار نیز در آن ها دیده می شود اما آنچنان پر رنگ نبوده و موضوع اصلی همان بیان احساسات شاعر است. در انتهای کتاب نیز تصویر هفده نامه با دست خط خود شاملو آورده شده است.

در بخشی از کتاب مثل خون در رگ های من می خوانیم:

نمی دانم. نمی دانم این «بدترین شب ها» را شروع کرده ام یا دارم شروع می کنم. اما، به هر تقدیر، این ساعات تاریک و بی امید، این روزهایی که دست کم، اگر هیچ موفقیت دیگری درش نبود، اینش بود که به امید دیدار تو شروع می شد و حتی اگر هم در آخرین ساعات شب با نومیدی کامل، مثل دفتری بر هم نهاده می شد، باز این امید که فردا بتوانم ببینمت زنده نگهم می داشت، می دانی؟ از فردا صبح، دیگر این امید را هم از دست خواهم داد.

امید بزرگی بود که اقلاً روزی یک بار تو را ببینم. اقلاً این امید به من نیروی آن را می داد که صورتم را بتراشم و از قبر خودم خارج بشوم برای آن که آفتاب وجود تو به جسم رطوبت کشیده ی من بتابد. می دانستم که آیدای من امید و حرارت و آفتاب زندگی من با لبخندش در انتظار من است.

می دانستم که آیدای من با چشم هایی که پر محبت ترین نگاهش را به من بخشیده نگاهم خواهد کرد. می دانستم که آیدای من از من شکایت خواهد کرد که چرا ریشم را نتراشیده ام، و این، نیرویی بود برای آن که ریشم را بتراشم. می دانستم که آیدای مهربان من از من گله می کند که چرا با وجود آن که در کنارش هستم افسرده و کسلم، چرا با او حرف نمی زنم و چرا او را نمی خندانم؛ و این، انگیزه یی بود که شاد و سرمست باشم، همه ی غم ها و ناراحتی هایم را فراموش کنم و دمی را که در کنار او هستم شاد و خندان باشم.

اما از فردا این امید را ندارم. این امید را از خودم قیچی کرده ام و به دنبال آنچه کلید زندگی فردای ما باشد این شهر را ترک می کنم. آخرین باری که دیدمت، سه شنبه ی هفته ی پیش بود. چند دقیقه یی با تو بودم و بعد ترکت کردم که خودم را به دکتربرسانم. بدبختانه آن شب دکتر نیامد. تا نزدیکی های نیمه شب، تنها و بدبخت، در کوچه ها و پس کوچه ها پرسه زدم.

جملات زیبا از کتاب مثل خون در رگ های من

آیدا باقی عمرم..!

هیچ چیز برای من وجود نخواهد داشت: نه رسالت نه هدف نه زندگی! من اینها همه را تازه برای خاطر تو می خواهم: برای خاطر عشق تو سربلندیت. تو شمشیر سحرآمیزی هستی که من به اتکای تو قلعه ها را می گشایم و جهان را فتح می کنم.

*

دست های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممکن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟ کوچکترین لبخند تو مرا از همه ی بدبختی ها نجات می دهد. کوچک ترین مهربانی تو مرا از نیروی همه ی خداها سرشار می کند … یقین داشته باش که احمد تو مفلوک و شکست خورده نیست. تمام ثروت های دنیا، تمام لذت های دنیا، تمام عالم وجود، برای من در وجود ” آیدا ” خلاصه می شود. تو باش، بگذار من به روی همه ی آن ها تف کنم. بگذار به تو نشان بدهم که عشق، عجب معجزه ای است. تو فقطلبخند بزن. قول بده که فقط لبخند بزنی، امیدوار باشی و اعتماد کنی. همین!

*

می خواهم بگویم که اگر این سکوت ادامه یابد به زودی تنها جسد سرد و مُرده یی را در آغوش خواهی گرفت که از زندگی تنها نشانه اش همان است که نفسی می کشد. می خواهم بگویم که سکوت تو، پایان غم انگیز زندگی من است.

حرف بزن آیدا، حرف بزن! “

*

آیدا ...!

بگذار بی مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم: که من در عشق، بیش از هر چیز دیگر، بیش از لذت ها، آتش و شور و حرارتِ آن را میخواهم. بیش از هر چیز، شوق و شورش را می پسندم و بیش از هر چیز، بی تابی ها و بی قراری هایش را طالبم. سکوتِ تو، شعر را در روحِ من می خشکاند! شعر، زندگی من است. حرف های تو مایه های اصلی این زندگی است و مایه های اصلی این زندگی می باید باشد.

*

نظرات خود را در مورد کتاب مثل خون در رگ های من بنویسید.

اگر شما فروشنده ی مجاز کتاب مثل خون در رگ های من هستید می توانید با ثبت نام در بخش فروشندگان این کتاب را جهت فروش قرار دهید. توجه : برای فروش محصولات فیزیکی باید حتما فروشگاه اینترنتی دارای نماد اعتماد (ای نماد ) داشته باشید . همچنین کتاب های دارای حق نشر و حق تالیف جز از طرف نویسنده یا انتشارات بصورت الکترونیک پذیرفته نخواهد شد.

برای ثبت نام در بخش فروشندگان اینجا را کلیک کنید

چنانچه تمایلی به ثبت نام در بخش فروشندگان سایت ندارید می توانید با عضویت در سایت و رفتن به بخش درج آگهی، اقدام به ثبت آگهی و رپورتاژ دائمی برای سایت و فروشگاه اینترنتی خود نمایید

برای ورود به بخش آگهی دهندگان اینجا را کلیک کنید

امتیاز دهی به مقاله



 
ثبت نظر، سوال و ... :
شما می توانید درباره کتاب مثل خون در رگ‌های من نامه‌های احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
ارسال
نظرات (0)
ترتیب
کلمات کلیدی: کتاب،مثل خون در رگ های من،احمد شاملو،نامه ی عاشقانه،جملات عاشقانه به همسر